الفيض الكاشاني
41
شوق مهدى ( فارسى )
عجب ز طالع فياض نااميد ، ندارم * كه در كتابت دشنام او ، دعا بنويسى ! « 1 » فيض و فرقههاى صوفيه . برخى از دانشمندان ، فيض را صوفى مشرب قلمداد كرده ، و مورد انتقاد قرار دادهاند . مؤلف « روضات الجنات » معتقد است كه بدون ترديد اين نسبت به فيض ناروا و بىاساس است ، و مىگويد : فيض در كتاب « كلمات طريفه » كه به مراتب از « مقامات حريرى » بهتر است ، تا چه رسد به ساير كتب مشابه خود ! فرقههاى صوفيه را سخت مورد نكوهش قرار داده ، و مردم را از مراسم ناشايست و ساختگى آنها برحذر داشته است . از جمله ، فيض در آن كتاب مىنويسد : « بعضى از مردم مىپندارند در تصوف به جائى رسيدهاند كه هر كارى خواستند مىتوانند انجام دهند . دعاهاى آنها در ملكوت شنيده مىشوند ! و پاسخ آن را در جبروت مىدهند ! اينان را « شيخ » و « درويش » مىخوانند ( و امروز قطب و سالك ) و از اين راه مردم را در تشويش قرار مىدهند . اينان چندان در اين خصوص راه افراط و تفريط مىپيمايند كه خود را از مرز بشر بودن بالاتر مىبرند ! و دعوى غيبدانى مىكنند . يكى مىگويد : ديشب قيصر روم را كشتم ، و ديگرى مىسرايد كه سپاه عراق را يارى نمودم ، و سومى نغمه سر مىدهد كه پادشاه هند را شكست دادم ، فلان شيخ صوفى مخالف خود را ديوانه كردم ، و به همان رقيب خويش را نابود ساختم ! گاهى مىبينى فلان شيخ صوفى چهل روز در خانه تاريكى به سر مىبرد ، و مدعى است كه در آن مدت روزه مىگيرد ، و گوشت حيوانى نمىخورد ، و اصلا نمىخوابد ! و زمانى ادعا دارد كه به تسخير گروهى از جن نائل آمده ، و خود و ديگران را به وسيله آنها از خطرات حفظ مىكند . آيا اينها دروغ به خدا يا ديوانگى نيست ؟ ! دسته ديگر از اينان خود را « اهل ذكر » و « تصوّف » مىنامند و دعوى دارند كه از تصنع و تكلف بيزارند . خرقه مىپوشند ، و حلقهوار جلسه مىگيرند ، و اذكار اختراع مىكنند و با اشعار غنائى تغنّى مىنمايند . عربده مىكشند و فرياد سر مىدهند ، و رقص و تصنيف
--> ( 1 ) - معلوم مىشود فياض ، نامه تندى به فيض نوشته بوده است